توضیحات
| چیزهای خیلی بدتری از ظاهر شدن مُردهها هم وجود دارد.|
داستان کرم چوب مربوط به سرگذشت چهار نسل از زنان یک خانواده است که در خانهای تسخیرشده زندگی میکنند. خانهای که مدام صدای حرکت کرمها و حشرات در آن طنینانداز است. دیوارهایش پوشیده از اجساد و اتاقهایش محل تردد اشباح است. خانه و ساکنانش توأمان هم عذاب میکشند و هم در تلاشاند تا به ناعدالتیهای پیرامونشان واکنش نشان بدهند؛ اما نمیتوانند از میراث شومی که برایشان در نظر گرفته شده فرار کنند. از این رو به انتقام پناه میبرند.
از متن کتاب
پیرزن بعد از بیرون آمدن از خلسهاش یک کارت دعا به من داد. گفت این را بده به خبرنگار آن بیرون و بعد در حال زیرورو کردن اخگرها برای آتش لالایی خواند تا خاموش شود. عکسی بود از فرشتۀ مقرب، جبرئیل با زرۀطلایی و بالهای گشوده. شمشیری در یک دست داشت و چیزی ترازومانند در دست دیگر که دوستش داشتم، چون انگار داشت میگفت عدالتی بدون مرگ و مرگی بدون تاوان در کار نیست.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.