توضیحات
|همه قاتلاند؛ هر کس بهنوبۀ خودش.|
کتاب نقدیست به روابط انسانی، بیعدالتی اجتماعی و خشونت در جوامع معاصر. تمثیلی از فروپاشی اخلاق و پاسخی به این پرسش که آیا انسان خودخواسته به موجودی رام و ذلیل تمدن تبدیل شده، یا از همان ابتدای خلقتش چیزی جز این نبوده؟! مایا با نگاهی سرد و سرشار از واقعگرایی ما را به دنیای کشتارگاهها و زندگی سخت کارگرانی میبرد که تقدیرشان به مرگ، گوشت، خون و آهن گره خورده، مردانی که اگر زندگی را میخواهند باید با چنگ و دندان نگهش دارند.
از متن کتاب
اولین باری که گاوی را سلاخی کرد، ادگار فشار خون حیوان را حس کرد و صدای خرد شدن جمجمهاش را شنید. در چشمهای حیوان که همیشه غیرقابل درک است، هرچه تیرگیوتاریکی بود از هم پاشید. تصویر خودش را در چشمان گاو دید، آنهم لحظهای قبل از فرارسیدن مرگش. تصویر جانور. هر روز موقع کشتار او را میبیند، میداند پشت تیرگی چشم حیوان چیست.




