توضیحات
|سودابه با مُردنش آنقدر ماجرا و اندوه درست کرد که جبران تولد بیخاطرهاش شد.|
ایستاده جان دادی اثر مژده سالارکیا، روایتگر جستجویی است که نویسنده برای یافتن حقیقت مرگ خالهاش، سودابه، آغاز میکند. سودابه که سالها دور از خانواده و در غربت زندگی کرده بود، پس از چند روز بیخبری، در انبار تاریک خانهاش در اتریش پیدا میشود؛ مرگی غریب و تکاندهنده: ایستاده در میان لاستیکها. این مرگ معماگونه، دریچهای میگشاید به روایتهایی از مهاجرت، عشق، انزوا، گمشدگی و مرگ؛ روایتهایی که در دل خود تاریخچۀ ناگفتۀ یک خانواده را حمل میکنند.
نویسنده در مواجهه با این فقدان، به سراغ خاطرات شخصی، عکسهای قدیمی و ارتباطهای گسسته میان اعضای خانواده میرود. او در تلاش برای بازشناختن هویت سودابه و کشف حقیقت مرگش، قدم به گذشته میگذارد و در خلال بازخوانی خاطرات، پرسشهایی بنیادین دربارهی روابط انسانی، پیوندها و هویتها مطرح میکند. روایت، در عین شخصیبودن، از مرز تجربۀ فردی فراتر میرود و به بازتابی از گسستهای تاریخی و خانوادگی بدل میشود.
از متن کتاب
«آدمهای در وطنمانده بار سنگینی در قلبشان دارند. هزاران کتاب از ادبیات مهاجرت و دورافتادگی نوشته شده. در ادبیات و هنر از اندوه آدمهایی که زندگیشان شده یک چمدان و رفتهاند، بسیار حرف زدهاند. از اینکه چطور کوشیدهاند تا خودشان را بخشی از کشوری کنند که به آن هجرت کردهاند، از تمام دردهایشان شعر و داستان و فیلم ساختهاند اما کسی از در وطنماندگی و بدرقه کردن آن آدمها نگفته.»




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.